..:: یاهو ::..

مشکل از اون جایی شروع می شه که یه نفر تصمیم می گیره همه ی آدم های دنیا رو نجات بده!!

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن: به نظرم کامنت های این پست خیلی چیزا رو مشخص می کنه ..

پ.ن: کنترل لینک های کنار صفحه از دست من خارج شده .. در حال حاضر نمی تونم اصلاحشون کنم!

/ 12 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهتاب

نه ! مشكل از قبل تر شروع مي شه و از كسي (يا شرايطي) كه اين توهم رو واسه يه بنده خدا به وجود مي آره كه...

جوون آريايی

خوب اين يه نفر يه نفز ها بايد يه کاری کنند که شايد يه چيزی بشه! من اگر برخيزم؛ تو اگر برخيزی؛ همه بر می خيزند!

زهره

دو تا مسئله است : آرمان و هدف آرمان بايد بلند باشه به اندازه همه آدمای دنيا و هدف برنامه ريزی کوتاه مدت اون آرمانه آرمان بايد اونقدر بلند باشه که تا سيصد سال ديگه هم بهش نرسی ببين چه آرمان بلندی داره اين آدم که ميگه تا نجات همه مستضعفين جهان... نمی گه همه مسلمون ها

زهره

آره مشکل شروع ميشه ولی مگه کاری تو دنيا هست که آسون باشه؟؟ غير از مردن!!

مهران

مشکل از اونجايی شروع شد که يکی اومده بود مردم و نجات بده هی فرياد زد از يه صبح تا ظهر کلی خطبه خوند اما اون مردم کر بودن نميخواستن نجات ژيدا کنن هی گفت نشنيدن دست اخر گفت شکمهاتون از حرام پر شده صدای حق رو نميشنويد هر چی صدای هل من ناصرش بلند شد اونا گوشهاشون کرتر شد و درست از اون لحظه که افتاب غروب کرد و اون مرد نبود مشکلات شروع شد اره مشکل از اونجا بود که یکی میخواست همه رو نجات بده و اونا نمیخواستن نجات پیدا کنن.

مهتاب

آرمان و هدف ! تا حالا اين طوري بشون فك نكرده بودم :) با تشكر از زهره !

زهره

من فکر نمی کنم که بايد همه آدمهای دنيا را نجات داد . آدمها را تک تک نمی بينم . اصلا فکر نمی کنم همه آدمها اگر خوب بشوند دنيا هم خوب می شود . به تجربه ثابت شده که نمی شه . مثلا ما همه آدم های خوبی هستيم ( من که هستم :) شما را نمی دانم ) ولی دنیا ذره ای هم گلستان نشده . فکر می کنم جامعه آدم ها هم مثل جامعه دو قطبی های مغناطیسی می ماند باید جهت میدان مغناطیسی خارجی را تغییر داد اون وقت هر کدوم از دو قطبی ها حتی اگه یه ذره هم تغییر جهت بدهند جهت میدان مغناطیسی کل عوض میشه . الان تعداد آدم های خوب کم نیست ولی در کل میدانمون خنثی است .

به زهره

من خوب نمی شناسم. فکر کنم خوب بودن ته نداره که ما بهش رسيده باشيم!! واسه همين می گم خيالت راحته :دی ما خيلی عقبيم!!! خيلی!!!

شبنم

من با حرف زهره مخالفم ما هميشه منتظر يه قهرمانيم که هدايتمون کنه در حاليکه فراموش ميکنيم برای هر تغييری اول از همه بايد خودمونو تغيير بديم فکر کنم هر سيستمی مثل يه هرم ميمونه که پايه های اونو تک تک اعضا تشکيل ميدن برای هر تغييری تو سيستم بايد اول پايه هارو تغير داد.شرايط رو خود ما ميسازيم...

شکوفه

همون طوری که عرض کردم مشکل از اون جا شروع می شه که يکی بخواد بفهمه تو سر خدا چی می گذره!