دو قلپ روشنایی

..:: یاهو ::..

گوشه ی بالای صفحه، یک برگ خشک نارنجی، تاب می خورد. بر وزن ریتمی که تویش نت های یک ششم و دو ششم و سه ششم دارد و نت ها تند و تند جایشان را عوض می کنند و لیز می خورند و صدای چکیدن قطره های آب را می دهند. شاید هم ریتم قطار دارند. و شاید هم صدای تپیدن قلب می دهند.  وسط صفحه سایه ای روی یک تاب نشسته موهای پیچ خورده ی بلندش را شانه می زند. حرکت های تاب، قیژ و قیژ صدا می کنند. دورتادور صفحه، آجرها جاسازی می شوند و چیده می شوند و مرتب می شوند تا وسط، تا زیر سایه ادامه پیدا می کنند. آری! دوست دارم هی نقش بزنم. هی نت ها را پشت سرهم ردیف کنم. هوای مه آلود کوه را ببلعم. یخ چای بخورم کنار چشمه. آرام باشم تا مهره هایم بیشتر توی هم جا بیفتد. گاهی، گاهی کمی فکر کنم. موسیقی دائم توی گوشم باشد. یک تخت بام داشته باشم و برای همه جا داشته باشم و از همه پذیرایی کنم. هیـــــــــــــــــــــــس! فقط نت ها را دنبال کن و لیز بخور!

دارم پس از مرگ، زندگی می کنم.

/ 4 نظر / 9 بازدید
سینا

ا..... من الان چه ذوقی کردم میبینم نوشتی هنوز نخوندم! فقط ذوق مرگم!...... [نیشخند]

سینا

هیـــــــــــــــــــــــس! :) ببخشید این دو قلپ اون قد نبود که ماه بالا صفحه رو دوباره روشن کنه؟؟

فک کنم باید اینو می گفتم که تو پستت بیش تر از دو قلپ روشنی حس می کنم! بوی آرام بودنت رو داره.. خوشحالم برات.. جدا خوشحالم! زندگی کن! :)

همه می گویند کچلم تو ثابت کن که نیستم

نوووور... بر امواج آب می تابد تویی که غرق در سیاهی اقیانوسی نور را می بینی موج های سطح آب نور را بالا پایین می کنند نوری که آرامشش هم بالا و پایین دارد. نوری که هر لحظه ترس رفتنش تنت را می لرزاند. قوی باش زهرا خانوم. همه چیز از ذهن تو بر می انگیزد و بیرون... آرامشی بی پایان است. بیرون نیست که تو را آشفته کرده. تو هستی که روی آشفتگی هایت نام بیگانه گذاشته ای. استوار باش کوه باش پشتت سنپ باشد نه برای وزنی که کمرت را خم کند. سنگی که استوارت کند.