زرشک

..:: یاهو ::..

امروز می خواستم با خودم!! کـَل کتاب خوندن بذارم! 

ولی از صبح تا حالا به اندازه ی یه خونه تکونی کار کردیم ... ( با مامان )

شاید به خاطر این که نمی ریم .... گویا می خواهیم زندگی کنیم! - راستی زندگی مگر بیشتر از این چیزهاست؟؟؟

دیروز که توی ۲۰:۳۰ فیلم اون دانشجو هه رو دیدم کلی برق گرفته شدم!

------------------------------------------------

یکی کنار کومه ای از نی و نایلون می میرد
یکی کنار شومینه ی روشنی از ثوابِ سکوت

زرشک...

تقسیم یک پاره نان
این همه چاقوی ضامن دارِ دسته سفید نمی خواهد...       ـ سید علی صالحی ـ

-------------------------------------------------

دام چاله!!!! دام چاله!!!! دام چاله!!!!ــــ من جایی افتاده ام مگر؟؟!! --- بس کنید این حرف ها را!

/ 1 نظر / 2 بازدید
خانم نويسنده

منم هر وقت برنامه ريزی می کنم ی چيزی ميشه که نميتونم بهش عمل کنم و همون بی برنامگی رو می چسبم . راستی چه گزارشی از اون دانشجو نشون دادن ؟ من نديدم . موفق باشی و خوشحال ميشم به وبلاگ منم سر بزنی .