..::‌یاهو ::..

کم پیدا بود .. زیاد حرف نمی زد .. کاری به کارت نداشت .. بعد از مدت ها پیدایش می شد .. وقتی از دردهایت برایش می گفتی سکوت می کرد و هیچی نداشت بگوید .. بعد به طرز عجیبی رفتارش تغییر می کرد .. شروع می کرد به جینگول بازی های مخصوص خودش .. کلی می پرسید .. کلی حرف می زد .. خودش را بدجوری کوچک می کرد .. هر موضوع جدی ای را به سخره می گرفت .. اینقدرکه حتی به حرف های خودش هم میخندید .. این آگاهانه بودن خنده هایش بدجوری آزارم می داد .. بعد هر کاری از دستش بر می آمد می کرد .. و کارهایی را که به ظاهر خیلی مسخره بود به جدی ترین حالت انجام می داد .. و بعد هزار تا دلیل می آورد که کاری نکرده .. و تو نباید فکر کنی که این ها برای تو بوده .. و بعد بدون این که منتظر نتیجه ی کارهایش بماند کوله اش را می گذاشت پشتش و می رفت .. و معلوم نبود دوباره کی پیدایش می شود ..

این بار آخر غیبتش طولانی شد .. همین شد که نشستم منتظر حادثه ای که باز کم بیاورم و باز به گوشش برسانم که باید بیاید .. و همین یک بار بود که انگار همه چیز سر جایش بود و همه در صلح و صفا به نظر می رسیدند ..

این فکر کردن است که همه چیز را خراب می کند و من همین بار آخر بود که فکر کردم .. فکر کردم که برای که کار میکند؟؟ استخدام کیست؟؟ چه خرده حسابی با من دارد؟؟‌چرا رفتارش عوض می شود؟؟ چرا ناگهان می خندد؟؟ چرا هر کاری که توانایی انجامش را داشته باشد می کند؟؟ چرا منتظر نتیجه ای نیست؟؟‌ و مهم تر این که الان کجاست؟؟ و به چند نفر دیگر کمک می کند؟؟ اصلا این آدم خودش به کمک نیاز ندارد؟؟ توهین از این بزرگتر که کسی را در دنیای خودش راه نمی دهد؟؟

انگار این بار چیزی جدی به اسم «من» به سخره گرفته شده بود!!

...

این بار که بیاید حتما از درد جدیدم برایش خواهم گفت ..

/ 12 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
جوون آريايی

بنا به دلايلی خيلی وقت بود که نيومده بودم تو سنگ پشت. الآن هم گفتم که يه کامنت برای ابراز وجود گذاشته باشم! اين بنده خداهه ؛ هر کی هست نزنيدش! گناه داره!

ايما

يادته از طاهره پرسيد رفتی مکه تغيير کردی يا نه؟؟ همون دو نفر... که با اين که حقشون از همه بيشتره شايد خيلی کم تر دارن می گيرن نه؟

شکوفه

سلام! وبلاگ عالی ای داری! آهنگش خیلی محشره

نويد

رازدار بودن با تظاهر کردن خيلی فرق داره،اين آدم رازداره. «توهین از این بزرگتر که کسی را در دنیای خودش راه نمی دهد؟؟»اين رو خيلی دوست داشتم!به شخصه گاهی اين توهين رو می پسندم.

سارا شششش

وای زهرا...دلم نمی خواد اين جا رو ببندم...اين نوا معرکه است...

سارا ش ش ش ش ش

ايوووووووووووووووول... خيلی باحال بود...اين زهره آشناست؟... برو با خيال راحت زهرا جونی... اما قول نمی دم وقتی بر گشتی در و ديوار اين جا سالم مونده باشه ها!...اين جوری که پيداست نه تنها تنها نيستم بلکه اصلا تنها نيستم!...

زهره

فکر کردی خيال کردی ! يادت رفته من مامانت بودم ! بعدشم سارا شششش يه زمانی آشنای ما هم بوده خوب!

باديه

و در آخر تو متهم به نفهميدنی ... نه؟!

اوا... اين آخريه کو پس؟؟؟

سارا ش ش ش ش ش

من بودم قبلی ها...يادم رفت اسممو بنويسم!...