سنگينی نگاه صاحب خانه

..:: یاهو ::..

یک نخ را با دندانم گرفتم کشیدم. پاره که شد نخ را یکی یکی از لای درزهای چادرم در آوردم. بالاخره درز چادر باز شد. گاهی مسئله همین است! درست در لحظه ای که صاحب خانه تو را به مهمانی می خواند بنشینی توی خانه اش و مدت ها با نخ چادرت ور بروی.

یا فکر کن در مهم ترین لحظه ای خوابت ببرد.

یا این که روی یک صفحه ی سفید یک طناب بزرگ بکشی و دانه دانه پیچش هایش را سایه بزنی! گاهی زیبایی همین پارادوکس هاست که کنار هم جمع می شود. من که مهمم. و بقیه اش لحظه هاست که با تکرار می خواهد نگهشان دارد.

تو می گویی شعر است؟؟ آخ! این هول دائمی که برای آدم هوش و حواس نمی گذارد که. اصلا حواست هست چه می گویم؟؟؟؟

/ 17 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شکوفه

زهرا...! من گيج شدم! چند تا چيز هست تو زندگيت که واقعا بهشون ايمان داری؟ از کجا می دونی بهشون ايمان داری؟ اصلا از کجا ميشه فهميد؟

اميزم

من بروزم و منتظر نگاه و نظر قشنگت ٬ تا بعد

شکوفه

kheili ham vazehe! ta key mikhaym daneshi be dast biarim ke nesbat behesh ehsas nadarim? az koja midunim ke ehsas darim ya nadarim?

شکوفه

سوالی که پشت همه ی ای سوالاس اينه که چه بايد کرد؟ چطور ميشه رابطه بين دانسته ها و داشته ها رو قوی کرد؟ البته به جز تجربه...

شکوفه

اين احساس انتظار دائمی...

زهره

من که مهمم. و بقیه اش لحظه هاست که با تکرار می خواهد نگهشان دارد. کی می خواد چي را نگه داره ؟؟‌ غامض بود .

طرحی نو

حرف خوبی می زنی شکوفه جان ! يکی ديگه هم بود که تقريبا همين را مي گفت . می گفت ما گاهی اين قدر مشغول توشه جمع کردن می شيم که يادمون ميره راه بيفتيم . ولي . . . خوب بدون توشه هم كه ميگن نمي شه راه افتاد . خدايي كه نمي شناسي را هم كه نمي شه بپرستي . يعني نمي شه به موجودي محبت داشت كه نمي دوني چيه و نمي بينيش . يعني بايد تو زندگي روزمره و از صبح تا شبت ببينيش . مثل همه موجودات ديگه اي كه اطرافمون را پر كردند و مي بينيمشون و خيلي هاشون را هم دوست داريم .

طرحی نو

به نظر مياد كلا تو زندگي دو جور ميشه با مسائل برخورد كرد . يكي اينه كه حريصانه با مسئله برخورد كني ( يعني هر جا كه هستي بهترين كاري را كه مي تواني انجام بدهي ) يكي ديگه اينه كه يه روند مشخص را كه بهترين جواب را ميده پيدا كني و از اون پيروي كني . علما ( علماي علم رايانه منظورمه ! ) ميگن الگوريتم هاي حريصانه جواب مي دهند ولي لزوما بهترين جواب را نمي دهند و البته اين جواب را در زمان كوتاهي مي دهند . و الگوريتم هاي غير حريصانه بهترين جواب را مي دهند ولي پيدا كردن يه همچين الگوريتمي كه در زمان كوتاهي جواب مسئله را بهت بده كار سختيه و هنوز براي خيلي از مسئله ها الگوريتمي كه سريع باشه و بهترين جواب را بده پيدا نكردند . . بايد ببينيم مي خواهيم از زندگي مان بهترين جواب را بگيريم يا فقط مي خواهيم جواب بگيريم ؟ فكر مي كنم در مورد زندگي مسئله حل نشده تقريبا وجود نداره ( يعني مسئله اي كه هيچ كس تا حالا نتونسته باشه حلش كنه ) ولي هر كسي بايد خودش مسائل خودش را حل كنه . بايد توان و زمان و . . . را بسنجی تا بفهمی چه راهی بهتره . ببخشيد که وسط بحثتان پريدم

ليلا

اين آهنگ ه وبت ، دل ه منو برده :) خيلی دوستش می دارم :)

به ليلا

Secret Garden ; Fields of Fortune .. منم می دوستمش :دی