آرزو

..:: یاهو ::..

من برگشتم .. یعنی برگشته بوووودم ..

----------------------------------------------------------

قلمش پاینده!!  (و آن طور که خودش می گوید مصلح!!)

می دانـــــــــــی همین الانش چه می خواهم؟؟

دین بدون تبدیــــل!!

و این که واگذاشته نشوم به خودم .. برای حتی لحظه ای!

عافیت دین و دنیا و آخرت .. برای همه ی آن هایی که می شناسم .. و آن هایی که نمی شناسم ..

و این که پرده ی آخر این نمایشنامه ی هولناک را پیش از رسیدن بخوانم ..

از تمام دوستانم دعوت می کنم آرزوها و دعاهایشان را بنویسند .. همه با هم آمین می گوییــــــــم!

--------------------------------------------------------

من سه هفته وقت می خواهم .. برای این که دوباره بنویسم .. فکرهایم جمع نیستند!!!!

پ.ن: برای یک آرزوی باقیمانده  آرزوهای دوستانم را می خواهم .. به خصوص کسی که خودش می داند ..

/ 8 نظر / 12 بازدید
عاطفه

خوشحالم که برگشتی.الان هيچی نمی تونم آرزو يا دعا کنم.از شدت انفجار کلمات حرفی برای گفتن پيدا نمی کنم.برام دعا کن.

فا

رسيدن به خير

بی...

آهان مسافرت! ولی هيچی آرزوی نگفته و ننوشته نمی شه!! چون آدم با خودش خيلی رو راست تره!

بی...

ديدی می شه خيلی راحت نشست و ۵ ساعت حرف زد؟ بدون اين که بخوای يه لحظه اش هم از دست بدی...تو دلم بمونه...تو يادت بمونه...تا ابد...آمیــــن!

بی...

می بينم تو هم مگس می پرونی جيگر!! خوشی زده به کله ام و به کله مان ... از بس که درس نخواندم و خوابيدی!

سارا شششش

منم بالاخره اومدم اين جا... آمين بگو...بعدا می گم من چی گفتم!... ... خوشحالم که ديدمت...به اندازه ی تمام زمان هايی که نديدمت...