حماقت

..:: یاهو ::..

نفرت امروزم را بیشتر از خوش بینی دیروز دوست می دارم ..

چون می دانم که این نیز می گذرد ..

پیر می شویم و شبیه واقعیت ..

و دلمان به همین حماقت های جوانی خوش می شود ..

همین حماقت هایی که از ایده هایمان٬ از ایده آل هایمان آب می خورد ..

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

باااااااشه!! دیگه زیاد نمی نویسم .. اون قبلی رو فکر کردم باید بنویســــم .. نوشتنش اون قدرام راحت نبود ها!!

/ 5 نظر / 2 بازدید
عليرضا

پست قبلی بايد باحال باشه...نه؟ هنوز نرسيدم بخونم ولی ميخونم! ياحق.

يکی مث خودت

اجازه هست کامنت بذارم؟؟؟؟!!!!!!

عليرضا

خوندم! اولش به سختی! آخه نوشتی : من جاش هستم! من هی دو ساعت فکر ميکنم تو جای کی هستی؟! دکتر کاپل هم آدم باحالیه ها! حرفای خوبی زده بهت. تو هم از ایران تعریف میکردی و می گفتی دیس ایز ایران! کار تو لابراتوار هم از بیکاری بهتره! نه؟ موفق باشی دکی!

رايزن

چون نوشتيد مينويسم . چرا ۲ تا درس ؟ ۵ تا بگير. هر چی بيشتر بهتر . در ضمن يهودی تو امريکا همراه با سگ پشمالو !! چه شود !!!! ميدونيد به اين فکر کنيد که آخرش چيه ؟ تو دايره المعارف آمريکانا بگرديد چند تا دانشمند هست و چه کردند و الان کجان ؟ آه که من نميتونم مثل آدم بنويسم . ولش