امروز

..:: یاهو ::..

گفتم بیام این پست های آخری رو پاک کنم ..

گفت معتقدم عمومی نوشتن خوب نیست ..

گفتم درشو تخته می کنم ..

گفت نوشتن مال آدمای بیکاره ..

گفتم که برای خودم می نویسم ..

گفت خوب چی بنویسی ..

گفتم کلی برام مفید بوده ..

گفتم ولی بوی تکرار می ده! ..

گفت چند بار در روز آپ می کنی؟ ..

گفتم خوب بی کارم! .. تو سر مالم زدم! ..

گفتم (به خودم) اه چقدر غر می زنی! .. منتظر چی هستی هان؟؟ ..

می دونی! منتظر اینم که ببندم اینجا رو .. همین!

-------------------------------------------------------------------------------------

امروز اولین جلسه ی بررسی مقدماتی عرفان٬ آقای دکتر الهامی ٬دانشگاه شهید بهشتی بود.

حالا جدا از این حرف ها .. می دانی؟؟

هنوز تند تند حرف می زد

هنوز حاشیه زیاد می رفت

هنوز زیاد ذوق داشت برای ادب متعهد

هنوز نمی گذاشت استاد خطابش کنند

هنوز از راه که می رسید اسم هایمان را به یاد نمی آورد ...(اسم منو یادش بودها!)

هنوز ..

باز بین سنایی و عطار و مولوی .. عطار را انتخاب کرد!

راستی تواضعش را هم آورده بود .. امروز!

-----------------------------------------------------------------------------------------

اشتباه نکرده ام .. باورم این بود .. و حالا باورم چیز دیگریست ..همین!

/ 8 نظر / 2 بازدید
آرزو

تواضع آورده بود؟ مطمئنی؟ ميخوای اينجا رو ببندی؟

فائزه

میخوای مختصر شی؟ يا مثل من سکوت؟ ......................................

الناز

نه ! بستن اينجا به معنای سکوته! سکوت نيست . اما آرامش هم نيست!!

نيکو

حرف زدم ... راه و بيراه حرف زدم ... تا حرف بزند ... حرف که نزد ... اما نگاهش را دوست دارم و خنده های گاه و به گاه و آرامشش ... و عکس های برگش . تسبيح خوردنش . خوووووووبه نوشتنش . حرف که نزد . ادوارد براون بوديم که چند کلمه ای گفت و سرد بود و تاريک و ... راستی به شب خورد ( يم ) . جايش که راحت بود . وقتی برگشتم ۱۶ آذر بود که فکر کردم می شد چقدر چيزهای بهتری گفت در اولين . فرصتش نبود يا شايد هنوز می ترسيديم ... هردومان ... با علامت تعجب . شب بخير ... می نويسی !!! همين که گفتم ...

نيکو

آهنگت ... مرا منفصل می کند ...

خَس

قضيه ی بستن اينجا چيه دختر جان‌!‌نکن از اين کارا

مسافر راهي

این ارث تکرار از این گردی زمین است و از گردی اربیتال ها و الکترون ها و 27 ذره دیگر ... از گردی خورشید و سیاره ها ... آب را هم که به بالا پرتاب کنی دانه هایش گرد می شوند و دوباره به زمین برمیگردند

سميرا

سلام اقاي دكتر الهامي ادبيات دوره ي پيش دانشگاهي را برايمان چه زيبا تدريس كردند در فرزانگان تهران و من تهران نيستم دانشجوي پزشكي مشهد هستم ايا مي شود درس هاي ايشان را ضبط كنيد ؟