۱۱:٠٧ ‎ب.ظ ۱٢ آذر ۱۳۸٥

..:: یاهو ::..

گفتم بیام این پست های آخری رو پاک کنم ..

گفت معتقدم عمومی نوشتن خوب نیست ..

گفتم درشو تخته می کنم ..

گفت نوشتن مال آدمای بیکاره ..

گفتم که برای خودم می نویسم ..

گفت خوب چی بنویسی ..

گفتم کلی برام مفید بوده ..

گفتم ولی بوی تکرار می ده! ..

گفت چند بار در روز آپ می کنی؟ ..

گفتم خوب بی کارم! .. تو سر مالم زدم! ..

گفتم (به خودم) اه چقدر غر می زنی! .. منتظر چی هستی هان؟؟ ..

می دونی! منتظر اینم که ببندم اینجا رو .. همین!

-------------------------------------------------------------------------------------

امروز اولین جلسه ی بررسی مقدماتی عرفان٬ آقای دکتر الهامی ٬دانشگاه شهید بهشتی بود.

حالا جدا از این حرف ها .. می دانی؟؟

هنوز تند تند حرف می زد

هنوز حاشیه زیاد می رفت

هنوز زیاد ذوق داشت برای ادب متعهد

هنوز نمی گذاشت استاد خطابش کنند

هنوز از راه که می رسید اسم هایمان را به یاد نمی آورد ...(اسم منو یادش بودها!)

هنوز ..

باز بین سنایی و عطار و مولوی .. عطار را انتخاب کرد!

راستی تواضعش را هم آورده بود .. امروز!

-----------------------------------------------------------------------------------------

اشتباه نکرده ام .. باورم این بود .. و حالا باورم چیز دیگریست ..همین!