٢:۱۳ ‎ق.ظ ٥ آذر ۱۳۸٥

..:: یاهو ::..

دفترم را که نگاهی می اندازم با فاصله ی کمی هی نوشته ام: دلم ریش ریش است!

خوب که فکر می کنم می بینم این پرزهای تردید خوابیدنی نیست.

می خوانم ...جایی از خود اتهامی

جایی از تردید و ترس

جایی از کسی که می گوید...

زندگی جدی ترین شوخیه!

راه عجیبه...راه رفتن ما از راه عجیب تر!

آدما یه تغییراتی می کنن که دوست ندارن! 

اما...

زندگی می گذره...همون جوری که باید بگذره!

همه چیزایی که به ما می گذره لازمه!

زنده شدن قانون طبیعته.

اصل خوبی و بدی ست.آن چیزی می ماند که برای مردمان سودمند است.

هیچ چیز بدی وجود نداره! اگه چیزی بد به نظر میاد خیره!......و الخیر فی ما وقع.

تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار          که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند

گرت هواست که معشوق نگسلد پیوند            نگاه دار سر رشــته تا نگه دارد

و ..... خوش بگذری! رها باش!

می گذرم ... رها می شوم!