۳:۳٧ ‎ب.ظ ٢٦ آبان ۱۳۸٥

..:: یاهو ::..

آهنگ Mujer ـ Gipsy Kings را می گذارم بلند می کنم وسط هال... شروع می کنم به چرخیدن!

تمام آهنگ را می چرخم ... مامان از این ور نگران سر گیجه ی من است ... مادربزرگ هم به این چیزها عادت ندارد

ولی من می چرخم! - شاید واسه همینه که الان سرم درد می کنه٬ شایدم مال گریه است!

مادر بزرگ کلی به وضعم اعتراض می کند .. می گوید به شما باید بگویند پیرزن!

خیلی وقت است که پیر شده ام مادربزرگ!

دیر است برای این که برگردم!

دیر است برای این که فریاد بزنم! ...دیر!

نذر کرده بودم که اگر سوختم و بچه شدم دوباره ( ققنوس)....... تا سر میکده شادان و غزلخوان بروم!

مادر بزرگ را که می بینم

تیله بازی می کند! اینقدر می خندد که دل درد می گیرد!  مرا هم می خنداند کمی!

می گویم آخه دنیا مال شماست ... آخرتم مال یه سری های دیگه ... این وسط ...

آخرش می گوید: ترک دنیا کرده ای؟

من فکر می کنم چه الفبای آشنایی دارد حرف هایش ...

می دانم که با آن الفبا نمی شود بعضی حرف ها را گفت ...

پیر شده ام مادر بزرگ! ... تو به جای من زندگی کن! از دخترت بگو!