33

۱٢:٥٩ ‎ق.ظ ٦ شهریور ۱۳۸۸

..::یاهو::..

هه! هیچ دقت کرده ای؟ ما همیشه یاد گرفته ایم خودمان آدم خوبه ی داستان باشیم. خودمان را جای قهرمان های داستان می گذاریم. یک شب که کتاب را می خوانیم یک شبه پیامبر می شویم و همه می شوند دشمن و جاهل و آدم هایی که ظلم می کنند و نافرمانی می کنند و ما هم چون خیلی معصوم هستیم دور خودمان حصار می کشیم می نشینیم توی خانه که یک وقت پایمان نلغزد. خانم آقا چرا متوجه نیستید ما به اندازه تمام کارهایی که می توانستیم بکنیم و نکردیم روزی جواب پس خواهیم داد بیش از کارهایی که کردیم.

دقت کرده ای؟ همیشه در گوشمان بوده است که در عصرغیبت پلاس خانه های خود باشید. ببیین تمام آموخته های ما یک جوری ما را فرو می دهد درون خودمان. خوب نگاه کن! این سناریو خیلی دقیق نوشته شده و تا عصر ها دستان من و تو را از هم جدا نگه خواهد داشت که یک لحظه حتی من و تو ما نشویم.

ببخشید من نمی توانم ایده آل باشم. نترس از این که کمی از معصومیت خودت پایین بیایی و دست آلوده ی آدم های ناقصی مثل من را بگیری. برادرت را می گرفتند روحش را می کشتند همین طوری منتظر ایده آل ها می ماندی که بیایند؟؟؟؟؟ صدای الله اکبر را می شنوی آن بیرون.

چه خنده دار است که به ما بگویند مسلمان مثلا