٧:٥٠ ‎ب.ظ ٢۱ دی ۱۳۸٧

..:: یاهو ::..

بچه ها پیچیدگی های ما مادرها را در نظر نمی گیرند. گاهی بی احترامی می کنند. گاهی دل آدم را سخت می شکنند. من نگرانم! که تو هم بخواهی همه چیز را خودت تجربه کنی. کاش رنج این قسمت های تکراری را خودم می کشیدم و می جویدم می دادم دهنت. این دنیای چرخ گوشت از ما چه می خواهد؟ من دیگر کارم این شده که وقتی از در می روی بیرون که توی کوچه بازی کنی، بنشینم و چند تا آیـة الکرسی از پنجره فوت کنم تا برگردی! من که نمی دانم آن بیرون چه خبر است. یک روز می آید که می بینم یک شکلات از غریبه گرفته ای و تا کجاها که نرفته ای دنبالش و دل من که تا کجاها نرفته! صد دفعه بهت گفتم هر جای دنیا رو که بگردی دلسوزتر از من و پدرت پیدا نمی کنی! بدتو که نمی خوایم!

آخخخخ .. من فقط نگاه می کنم که مطمئن شوم بلند می شوی .. پاشو مادر! یالا دیگه! کله شقی از بس! زمینم مزه کردن داره؟ مزه کن ببینم چه گلی به سر خودت می زنی. من اینجا می نشینم و هی " افوض امری .. " می خوانم.

بچه ها پیچیدگی های ما مادرها را در نظر نمی گیرند.