۱۱:۳۸ ‎ب.ظ ٢ اسفند ۱۳۸٦

..:: یاهو ::..
خوب! ببخشید! انگار همه چی قاطی شده! برم سر اصل مطلب؟ اونوقت شوکه نمی شی مثل من؟ وقتی بعد از ۶ سال منو دید پرسید: دانشگاه که می ری مبارزه هم می کنی؟ چقدر بهم اعتماد داشت که رفت سر اصل مطلب؟ من به تو چقدر اعتماد دارم؟ بدجوری قاطی شده حرفام! تو که جنگ دیده ای چرا باور کردی؟ شنیده بودم کسی که جنگ دیده باشد صلح را عمرا باور کند! هر چقدر وصله بزنی ترک های زمین را باز باران کار خودش را می کند
جایی می گویند چقدر سنگین است وقتی که شک می کنید! آیا نمی اندیشید؟ نه! فکر کن! می دانستی چقدر سنگین است وقتی که شک می کنی؟
دلم راه رفتن می خواد روی خط های زرد حیاط! طولانی! زیر بارون! مثل اون موقع ها .. الان شده چند تا خط رنگی .. دلم راه رفتن می خواد!
-------------------------------------------------------------------------
پ.ن.: ذکر شده از یک بلاست:
ای دوست! این روزها با هر که دوست می شوم احساس می کنم آنقدر دوست بوده ایم که دیگر وقت خیانت است.