۱٢:۳٥ ‎ق.ظ ۱٢ دی ۱۳۸٦

..:: یاهو ::..

شب بود و شب هم چنان بود

و هم چنان شب بود

شب هست٬ شب خواهد بود

شب نمی رود و فردا نخواهد آمد

شب بر بالای سرم ایستاده بود

ودشت زیر پایم گسترده

و راه در برابرم٬ چشم به راه هر قدمم

و من چشم به سیاهی دوخته می رفتم

و می رفتم و شب هم چنان بر بالای سرم ایستاده

و دشت زیر پایم گسترده

و راه در برابرم٬ چشم به راه هر قدمم

و من چشم به سیاهی دوخته می رفتم

و می رفتم و شب هم چنان بر بالای سرم ایستاده

و دشت زیر پایم گسترده

و راه در برابرم٬ چشم به راه هر قدمم

و من چشم به سیاهی دوخته می رفتم

و می رفتم و شب هم چنان بر بالای سرم ایستاده

و دشت زیر پایم گسترده

و راه در برابرم٬ چشم به راه هر قدمم

و من چشم به سیاهی دوخته می رفتم

و می رفتم ...................                                             ـ دکتر شریعتی ـ