۱۱:۳٧ ‎ق.ظ ۳ آبان ۱۳۸٦

..:: یاهو ::..

بچه تر که بودی٬ حرف گوش کن بودی و بی آزار! برای بزرگترها خوب بچه ای بودی و برای کوچکترها خوب سوژه ای بودی برای دست انداختن! و تو چه راحت می افتادی! بزرگتر که شدی٬ انتخاب هایت که گسترده تر شد٬ شک کردی! به من شک کردی و به دیگران اعتماد! پای دل درد های آدم هایی نشستی که منتظر گرفتن بودند : They were not giving but waiting to be given  نداشته های آنان را از من خواستی! و من که ۳۰ سال بیشتر از تو عمر کرده بودم٬ این ۳۰ سال وامم را در حد توانم به تو پس داده بودم! ساخته بودم! باور کن! تو هزینه هایش را ندیدی! دل درد گرفتی! راه افتادی توی شهر! گریستی! برای همه ی نداشته های آدم ها .. تو از همان اول ساده بودی! شک کردی! تو من را انکار کردی! .. و ساخته ها را .. و حس ها را .. ریشه هایت را درآوردی بیرون از خاک .. صفر شدی! تو خواستی که بمیری! و زنده بودنت را گناه من خواندی! مُردی! خاکستر شدی! زمان بود که گذشت و گذشت .. آرام گرفتی! برگشتی که بدهی هایت را صفر کنی! و نتوانستی! و هی گرفتی! گرفتی! در بدهی هایت غرق شدی! و بعد باور کردی که مردن نمی شود! .. شکر کردی! و زنده شدی! خواستی با این زنده شدن بسازی! ساختارها را .. و درست تر که نگاه کردی دیدی ساختارها ساخته شده اند و برخی شان آن قدر پشتوانه دارند که نادیده گرفتنی نیستند .. این بشر با قدمت n سال بیکار ننشسته .. و به مساحت n ٬ ساخته روی زمین! چشم از ساخته هایش پوشاندی و از من درباره ی پشتوانه ها پرسیدی و ستون هایی که شکستنی نیستند .. و باز گوشی برای شنیدن حرف های من نداشتی! کتاب خواندی! پراکنده .. افتادی توی موج مرسوم زندگی .. از آرام بودن موج شکایت کردی .. تو عجله داشتی! از همان اول عجول بودی! تند می رفتی و زود می افتادی! الان هم زود شتاب می گیری و زود هم می خوری! زود رها می کنی! و همیشه تنهایی! 

۳۰ سال هم که بگذرد٬ ۳۰ سال هم که بدهکار باشی٬ باز من ۳۰ سال دیگر به تو وام دارم! این موج انکار تو فرو نخواهد نشست .. اما حواست باشد که این ۳۰ سال چه می سازی! چه پاسخی می دهی! می دانم که برخواهی گشت .. این زمان است که باید بگذرد .. آن روز به دسته ای از ساختارها و ساخته ها اعتماد خواهی کرد! آن ها را می شناسی .. و می فهمی که همین موج کند مرسوم زندگی ست که ستون های محکم می سازد! ذره ذره! این را آن وقت می فهمی که دیوار زندگی ات را خوب چیده باشی! آجرها را از پایین پایین٬ محکم محکم٬ چیده باشی! و صبر کرده باشی!! آن موقع است که بالا می روی و از آن بالا نقش بزرگ آدم ها را بر روی زمین می بینی! حرکت های کوچکی که روی هم جمع می شوند .. و کلمه ی بزرگی که می سازند .. و حرکت بزرگی که می کنند به انتهای سرنوشت خود .. به راستی که ساعت٬ آمدنی ست .. 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پ.ن:‌ متی غبت حتی تحتاج الی دلیل یدل علیک؟؟ و متی بعدت حتی تکون الآثار هی اللتی توصل الیک؟؟  - دعای عرفه

پ.ن : اول شخص داستان وجود خارجی نداره!!! و هيچ نقل قولی در کار نيست!!! محض اطلاع ..