۸:۱٦ ‎ب.ظ ۳۱ خرداد ۱۳۸٦

..:: یاهو ::..

از آن موقع هاست که دفترم پر است از تاریخ هایی که شروع می کنم به نوشتن اما زیرش خالی می ماند .. شرمنده ی روی آدم هایی که صفحه ی تکراری سنگ پشت را بازدید می کنند .. و شرمنده ی اسم وبلاگ که روی اینجاست اما آپ نمی شود ..

آخر نمی دانی که هی به خودم فرصت می دهم .. می گویم فقط یک روز دیگر .. خودم این وسط خودم را دور می زند .. و هم چنان به رکود ذهنم با دغدغه هایش نگاه می کنم .. دغدغه هایی که گاهی شب و روز برای آدم نمی گذارد .. و گاهی دفن می شود .. گاهی اینقدر فایل های باز فکرهایم .. بی جواب .. روی هم تل انبار می شود که فقط در می روم .. شاید به خواب فرو روم برای در رفتن!   فکر می کنم این صفحه ها را که هیچ بار آموزشی ندارد .. کسی نباید بخواند!

..:: یاهو ::..

می گفت .. سرعت نوشتنم به پای فکرهایم نمی رسد و آن وقت است که نوشته ها آن چیزی نمی شوند که هست!

می گم .. نوشته ها آن چیزی نمی شوند که هست!

از طرفی .. آدم که خسته می شود .. ترسو می شود که مبادا شناسایی شود! محتاط می شود! جزیی حرف نمی زند! هی به خودش فرصت می دهد! و هیچ کس مثل خودم بر خودم صبور نیست ..

..:: یاهو ::..

برایت یک بار پروسه ی فکر کردن های موازی را دقیق توضیح می دهم!

یک خط چین تصور کن! سعی کن خط ها را کوچک کنی و فاصله ها را زیاد!  تا جایی که باز هم خط چین بماند! حالا سعی کن توی فاصله ها با رنگ دیگر یک خط چین بکشی! و همین طور چند خط چین دیگر! هر کدام از خط های خط چین لحظه ی کوتاهی ست که به موضوعی فکر می کنیم .. و در میان فواصل .. به موضوعاتی دیگر فکر می کنیم!

- گاهی این وسط یادم می رود لبخند بزنم و عکس العمل های طبیعی نشان دهم به مخاطبم که تو باشی! من فقط به خط چینی از خط حرف های تو گوش داده ام! اگر بپرسی می فهمی!

این اسمش پراکندگی فکر نیست .. اگر در دنیا صلح برقرار باشد و قرار باشد آن ۲۶ حرف دیگر دانش کشف شود .. باور کن همه ی این خط چین ها روی یک موضوع و رنگ متمرکز می شوند! حتی می شود به اندازه ی یک خط به چیزی فکر کرد!!

گاهی حسرت می خورم که بعضی آدم ها با یک رنگ خط چینشان پر می شود!! موضعشان مشخص است .. از نداشتنی می رنجند و برای داشتنی دست به هر کاری می زنند! (این نداشتن و داشتن کاملا از نوع خاص و بی اهمیتی ست)

پ.ن:‌ فکر می کردم تصادفا این ریختی شده .. نگو خودش را ساخته!! بی ادعا ساختنش وسوسه ام می کند!!